تبليغاتX
خانه ادب مهر
اخبار، اطلاعیه ها، صورت جلسات، برنامه ها، مقالات و ... "خانه ی ادب مهر" اصفهان


خانه ادب مهر









نوروز آیین ملی ایرانیان

خوش آمد بهار

گل ازشاخه تابیدخورشیدوار

چوآغوش نوروز پیروز بخت

گشوده رخ و بازوان درخت

گل افشانی ارغوان

نویدامیداست درباغ جان

که هرگزنماند به جای

زمستان اهریمنی،

بهاران فرا می رسد

پرستیدنی

سراسر همه مژده ی ایمنی

در این صبح فرخنده ی تابناک

که اززندگی دم زند جان خاک

بیا با دل و جان پاک

همه لحظه ها را به شادی سپار

نوایی هماهنگ یاران برآر

خوش آمد بهار

                                  فریدون مشیری

 

ملتی می تواند در برابر تهاجمات سودگرانه ی فیزیکی و فرهنگی بیگانگان صف آرایی کند که از رشد فکری و تعادل روحی والایی برخوردار باشد و این به دست نمی- آید مگر ...

 

جهت مطالعه ی بیشتر روی "ادامه ی مطلب" کلیک کنید


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  دوشنبه 27 اسفند1386 ساعت 2:7 بعد از ظهر  توسط نسیبه طلوعی  | 


 

جشن فروردگان

ایرانیان قدیم در پایان اسفندماه یکی از جشن های کهن خود را به افتخار ارواح نیاکان و کسان و بستگان خویش بر پا می داشته و روان های نیکوکاران را در این روزها به دعای خیر یاد می کرده اند. این جشن به فروردگان معروف بوده .

صورت پهلوی این اسم ...

 

برای مطالعه ی بیشتر روی "ادامه مطلب" کلیک کنید


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  دوشنبه 27 اسفند1386 ساعت 2:0 بعد از ظهر  توسط نسیبه طلوعی  | 


جشن ها در ایران باستان به دو دسته جشن های آب و جشن های آتش تقسیم می شده اند. جشن های مهم آتش در ایران باستان، سده- سوری – آذرگان و شهریورگان بوده اند.


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  دوشنبه 27 اسفند1386 ساعت 1:53 بعد از ظهر  توسط طیبه صابری  | 


يکی از آئينهای سالانه ايرانيان چهارشنبه سوری يا به عبارتی ديگر چارشنبه سوری است. ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدی را با بر افروختن آتش و پريدن از روی آن به استقبال نوروز می روند.

چهارشنبه سوري، يک جشن بهاري است که پيش از رسيدن نوروز برگزار مي شود.

ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئينهای کهن ايرانيان است که همچنان در ميان آنها و با اشکال ديگر در ميان باقی بازماندگان اقوام آريائی رواج دارد.

اما ...

جهت مطالعه ی بیشتر روی "ادامه مطلب" کلیک کنید


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  یکشنبه 26 اسفند1386 ساعت 11:7 بعد از ظهر  توسط فروغ زمانی  | 


مـــهـــر یـــعـــنـی ماه، یعنی ماهتاب       هــمچــو رودی بی امان در پیچ و تاب

مـــهـــر یـــعـــنــی اوج رویــــا اوج نور       پـــرکشیـــدن تـــا به زیبـــایی، شعور

مـــهـــر یعنی لحظه ای ماهی شدن       ســـوی دریـــا تـــا ابـــد راهــی شدن

مـــهـــر یــعـــنــی گردشی پروانه وار       چـــرخشی بر شـــمع دل، دیـوانه وار

مـــهـــر یـــعـــنـــی ردّپــایــی از خــدا      یـــعنی الـــرحمن، یـــعنی، یـک دعـــا

خـــانـــه ی مـــهـــر ادب بـــرپــا شده       بـــا حضـــور سبــــزتـان زیبـــا شـــده

خـــانـــه ای از جـــنس فرهنگ و هنر       خــــانـــه ی انــــدیشه هـــای پر گهر

چـون شما شایسته ی خدمت شدید       در زمـــانی خـــوب و نیـــکــو سعیـــد

 هـــم رئـــیس و هم کیــان و سرورید       مهرتـــان پـــاینــــده بـــاشد، به امیـد

مــا هـــمه آمـــاده ایم خدمـــت کنیم       در طلـــوع سبـــزمـــان هـــمّت کنیـم

صـــابـــری پـــیشه کنیـــم در راهمان       آرزو داریـــم، مـــثــــل عــــاشـــقـــان

آذر عـــشـــق و وطـــن بـــرپـــا کنیـم       تـــا هــــمه دل غـــافلان آگــــه کنیـم

دیـــدن روی شـــما در خـــانــــه مـان       مهربـــانی پیشـــه تـــان در هر زمــان

                                                                                                         فروغ زمانی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386 ساعت 11:14 بعد از ظهر  توسط حامد خدمت کن  | 


باسمه تعالی
نشست مجمع عمومی- شماره 1
زمان: روز 5شنبه، 25 بهمن ماه 1386 ساعت 16-‘18:10 مکان: سازمان ملی جوانان
دستورکار: 1) ارائه ی گزارش توسّط هیأت مؤسّس
2) قرائت اساسنامه ی "خانه"
3) برگزاری انتخابات شورای مرکزی و بازرس مجمع عمومی
شرح گفتگوها: ...

جهت مطالعه بیشتر روی "ادامه مطلب" کلیک کنید


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  دوشنبه 29 بهمن1386 ساعت 10:57 بعد از ظهر  توسط مدیر وبلاگ  | 


ماده 1: نام
نام تشکّل عبارت است از: "خانه ادب مهر"، که از این پس در اساسنامه  "خانه" نامیده می شود.

ماده 2: تعریف
"خانه ادب مهر"، مؤسّسه ای است غیردولتی، غیرتجاری، غیرانتفاعی و غیر سیاسی، که در چارچوب اهداف و موضوعات مذکور در اساسنامه و رعایت قوانین و مقرّرات موضوعه ی کشور فعّالیت می نماید.

ماده 3: ...

جهت مطالعه ی بیشتر روی "ادامه مطلب" کلیک کنید


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  شنبه 27 بهمن1386 ساعت 11:29 بعد از ظهر  توسط حامد خدمت کن  | 



ImageاطلاعیهImage

دوستان عزیز و فرهنگ دوست

اوّلین مجمع عمومی "خانه ادب مهر"

فردا، پنجشنبه، 25 بهمن ماه، ساعت 15:15 دقیقه

در سازمان ملی جوانان،

سی و سه پل، میدان فیض، ابتدای خ آپادانا، بن بست دوم (مهدی)

برگزار می شود.

 

علاقه مندان جهت عضویت، و همچنین تمایل به کاندیداتوری جهت انتخابات شورای مرکزی "خانه" می توانند در جمع ما حضور داشته باشند.

ImageImageImageImageImageImageImage

+ نوشته شده در  پنجشنبه 25 بهمن1386 ساعت 12:23 بعد از ظهر  توسط مدیر وبلاگ  | 


از تاريخ 13/آبان/ 1386 شماره : 10 / م /86
تا تاريخ 23/بهمن/1386 تاريخ : 23/بهمن/86

تهيه تنظیم:
دفتر و روابط عمومی "خانه ادب مهر"


بسمه تعالي


از آن جا كه انسان موجودی است خردمند و جستجوگر و هميشه به دنبال راهی است كه پاسخی برای ندانسته ها و پرسشهای خود بيابد، پژوهش را مجراي علمی تحقّق اين احساس و نياز فطری خد یافته است. "خانه ادب مهر" با رويكردی تازه و با بهره گیری از نيروهای خلّاق و روحيه هايی پژوهشگر، به دنبال آن است تا زمينه را برای شكوفائی اين کشش و احساس فطری فراهم نمايد، تا با کمک آن در راه شناخت فرهنگ میهنی و دينی ايران، با روشی كاملا" اصولی و جديد گام بردارد.

اهمیت پرداختن به موضوع فرهنگ به عنوان زیربنای جامعه، با توجّه به بحران هويّت در ايران امروز، امری است كاملاً بديهی و ضروری.

در "خانه ادب مهر" برآنیم تا فرهنگ را كه ساخته شده از اساطير، باورهای دينی، آداب و رسوم اجتماعی و... است، از دريچه ی ادبيات و هنر بنگريم و عناصر زایای آن را بکاویم.

در گام نخست، موضوعات دوازده گانه ی زير، توسّط اعضای گروه انتخاب شدند:

1. زبان های باستانی
2. زبان شناسی
3. تاريخ ادبیات
4. شعر معاصر
5. نثر معاصر
6. اسطوره شناسی (اسطوره شناسی تطبيقی)
7. ادبیات و هنر
8. شناخت زبان انسان معاصر
9. شناخت آداب و رسوم
10. شناخت ادبیات فولكولوريك
11. شناخت باورهای دينی در ادبیات
12. شناخت تحوّلات تاريخی

سپس برای عملی شدن نخستين گام پژوهش، 5 موضوع كلّی تر و مهم تر انتخاب شدند كه می بايست در يك طرح بلند مدّت به آن ها به طور كامل پرداخته شود، که عبارت اند از:

1. تاريخ
2. ادبيّات معاصر
3. هنر
4. ادبيّات كودك
5. عرفان

البته با توجّه به علاقه ی بيش تر اعضای اين "خانه" كه همانا ادبیات است، برنامه های جنبی نيز در نظر گرفته شده است. مانند "نشست های شب شعر" و "دوره های آموزشی ادبی" كه با جدّیت توسّط اعضای "خانه" و معاونت های مربوطه دنبال می شود.

تا به امروز حدود 50 نفر به عضويت اين خانه در آمده اند كه توانسته اند گروهی منسجم را پايه ريزی نمايند و گامهای بعدی نيز برنامه ريزی شده و يا در دست بررسی می باشد.

در اين مسير پر فراز و نشيب، چشم اميد به ياری خداوند مهربان داريم.

در روز 13 / آبان / 86 ، اوّلين نشست "خانه ادب مهر" در "فرهنگسرای مهر" برگزار گرديد. در اين نشست، معارفه ی اعضای "خانه" انجام پذيرفت و همچنين اهمیت پرداختن به موضوع فرهنگ مورد بررسی قرار گرفت. هم چنين سرفصل هائی برای مطالعه توسّط افراد پيشنهاد شد و قرار شد گروه های پنج گانه ی پژوهشی شروع به كار نمايند و سرپرست گروه ها نيز تعيين شدند.

در نشست دوم كه روز 20 / آبان / 86 برگزار شد، كارگاه آموزشي روش پژوهش برای هيأت مؤسّس خانه برگزار شد و "آقای شايسته دوست" تدريس در اين كارگاه را بر عهده داشتند.

در روز 11/ آذر /86 چارت تشكيلاتی "خانه ادب مهر" با حضور مشاور حقوقی مجموعه، "آقای نوری زاده"، به تصويب رسيد و دبير و نیز سرپرست هر یک از معاونت ها و مشاوران "خانه"، برای مدّت 3 ماه انتخاب شدند. هم چنين احكام مسؤولیت، به افراد ابلاغ شد. نام و مسؤوليّت اين افراد به شرح زير است:

• دبير "خانه": آقای امين شايسته دوست
• مشاور اجرائي: خانم آرزو شاه محمّديان
• مشاور حقوقي: آقای سيد محمّد نوری زاده
• سرپرست معاونت پژوهشی: خانم نسيبه طلوعی
• سرپرست معاونت آموزشی: آقای حامد خدمت كن
• سرپرست معاونت مالی و اداری: آقای حامد خدمت كن
• رئیس دفتر و سرپرست روابط عمومی : خانم طيّبه صابری

( تصوير پيكره ی چارت تشكيلاتی در پيوست موجود مي باشد. )

از سوی فرهنگسرا، و پی درخواست "خانه"، از "خانه" خواسته شد تا "جشن شب يلدا" را برگزار نموده و گاهنامه ای نيز به همين مناسبت منتشر نمايد. به همين خاطر اعضای "خانه"، از ابتدای آذر ماه آغاز به فعالیت پژوهشی در زمينه ی جشنهای باستانی ايرانيان، با محوريّت جشن شب يلدا نمودند و به مدّت يك ماه تحقيقات نسبتا" جامعی در مورد جشن شب يلدا توسّط اعضاء انجام شد. ميهمانانی نيز برای جشن « زادمهر » دعوت شدند. تقسيم كارها انجام شد و كارها سامان يافتند. امّا متأسفانه به دليل عدم حمايت مالی از سوی فرهنگسرا و شهرداری، جشن و انتشار گاهنامه لغو گرديد.

گروه های پنچ گانه ی پژوهشی در روز 9/ آذر /86 برگزارگرديد. از اين نشست كه با فراخوان عمومی از دوست داران فرهنگ و ادب برگزار شده بود، هر كدام از گروه ها به طور مستقل عضوپذيری نموده و اوِّلين نشست خود را برگزار نمودند.

نام اين گروه ها به شرح زير است:

1. تاريخ و ادبيّات ؛ با مسؤوليّت آقای امين شايسته دوست
2. ادبيّات معاصر ؛ با مسؤوليّت خانم فاطمه كياني
3. ادبيّات و هنر ؛ با مسؤوليّت آقای حامد خدمت كن
4. ادبيّات عرفاني ؛ با مسؤوليّت خانم آرزو شاه محمدیان
5. ادبيّات كودك ؛ با مسؤوليّت خانم طيّبه صابری

هر كدام از اين گروه ها با حدّاقل 5 نفر رسميّت يافته و تشكيل شدند. در نخستين نشست، اعضای گروه ها، آشنائی اجمالی با يكديگر و با آرمانهای گروه پيدا كردند و همچنين روش مطالعاتی نيز برای خود در نظر گرفتند. نشست های دوّم در روزهای 21/بهمن/86 و 23/بهمن/86 انجام پذيرفت.

بنا به درخواست اكثر اعضاء نشست هاي هفتگي شب شعر در دستور كار خانه قرار داده شده كه اوّلين نشست آن روز سه شنبه 16/بهمن/86 در "فرهنگسرای مهر" برگزار شد و در همان روز دوست داران ادب پارسی گردهم آمدند و اشعار خود را خواندند و افراد حاضر در نشست به نقد و بررسی اشعار پرداختند. گفتنی است اين نشست ها هفتگي بوده و هر هفته عصرهای سه شنبه برگزار می گردد و در صورت همكاری مالی از سوی فرهنگسرا، هر هفته از اساتيد كار آزموده و فرهيخته بهره گرفته خواهد شد. نشست شب شعر دوم با موضوع دهه ی فجر و در روز 23/بهمن/86 برگزار گرديد.

پس از آن وبلاگي به آدرس http://mehrpajuhan.blogfa.com گشايش يافت و مطالب تهيّه شده براd گاهنامه در آن قرار گرفت. گفتنی است اين وبلاگ هر 24 ساعت یک بار به روز شده و بينندگان بسياری تا به امروز داشته كه آمار آن ها در وبلاگ قابل مشاهده است. آخرين اطلاعات خانه نيز تا به امروز در اين وبلاگ وارد شده است .

همچنين پست الكترونیكی mehrpajuhan@gmail.com هم اكنون برای ارتباط همگان با خانه در اختيار می باشد .

كارگاه ها و كلاسهای آموزشی برای اعضای "خانه" از ابتدای سال 87 برگزار خواهد شد. برای آغاز ، دوره های آموزشی روش پژوهش، داستان نويسی و سبك شناسی در نظر گرفته شده است.

در اين طرح از اعضاء خواسته می شود چنانچه پيشنهادهای ديگری برای دوره های آموزشی دارند، براي طرح در نشست هيأت مؤسّس مطرح نمايند.

در تاريخ 25/بهمن/86 جلسه ی مجمع عمومی، در "سازمان ملّي جوانان" با حضور تمام اعضاء برگزار خواهد شد. در اين نشست، گروههای پژوهشی نيز معرّفی خواهند شد و عضو گيري جديد نيز در دستور كار قرار خواهد گرفت.

اعضای هيأت مؤسّس به دنبال تهيّه ی برنامه ای بلند مدّت (يكساله) می باشند، كه هم اكنون در فاز مطالعه و امكان سنجی و نیازسنجی می باشد و به زودی در يكي از جلسات هيأت مؤسس مطرح و مورد نقد و بررسی قرار خواهد گرفت.

البته پس از رسمیت يافتن شورای مركزی اين طرح جنبه ی عمل به خود خواهد گرفت.

تا به امروز 13 نشست هيأت مؤسس و مشاوران برگزار گرديده و هم چنين دو نشست از گروه هاي پژوهشی نيز برپا شده (جمعا" 10 نشست). همين طور دو نشست شب شعر نيز برگزار گرديده كه تصاويری از آن در گزارش موجود می باشد.








+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 بهمن1386 ساعت 3:31 بعد از ظهر  توسط مدیر وبلاگ  | 


 نام پارسی : سپندارمذ(نام روز)/ اسفند (نام ماه) " پنجمین روز " و " دوازدهمین ماه "
نام اوستایی : Spenta armaiti
معنی : فروتنی مقدس ، مهر پاک
سپندارمذ که واژه ی اوستایی آن سپنتا آرمیتی است به معنی تواضع مقدس است و فرشته ی سپندارمزد در عالم معنوی مظهر عشق و محبت و تواضع و فروتنی می باشد و در عالم مادی نگهبانی زمین با اوست .
در آثار الباقیه در این جشن چنین نوشته شده:" اسفندارمزد" ماه روز پنجم آن اسفندارمزد است و برای اتفاق افتادن دو نام آن را چنین نامیده اند و معنی آن عقل و حلم است."
این جشن در عهد باستانی در روز سپندارمذاز ماه اسفند برگزار می شده است.
سپندارمذ روز، چیست ؟
نیاکان ما هزاران سال پیش دریافتند که گاه شماری بر پایه ی ماه نمی تواند گاه- شماری درستی باشد . پس به تحقیق درباره ی حرکت خورشید پرداختند و گاه شماری خود را بر پایه آن گذاشتند . آن ها حرکت خورشید را در برج های آسمان اندازه گیری کردند و برای هر برجی نام خاصی گذاشتند. آن ها گاه شماری خود را براساس چهل روز چهل روز تقسیم کردند. در فرهنگ ایرانیان ونیاکان ما عدد چهل مانند شش و دوازده قداست خاصی دارد.
آن ها در اصل ماه را به چهل روز تقسیم کردند و نه ماه داشتند. اما پس از مدتی این روزها به سی روز تغییر پیدا کرد و ماه سی روزه شد. اما این سی روز هر کدام نامی داشت نه عددی به عنوان مثال، روز پنجم هر ماه را اسفندارمذ روز می نامیدند واین گونه می خواندند: اسفندارمذ و اسفندماه یا اسفندارمذ و آبان ماه ، سایر روزها وماه ها نیز به همین ترتیب .
دوازده روز از هرماه به نام دوازده ما ه سال نام گذاری شده بود ، اتفاق مشترک بودن نام ماه و نام سا ل برای پدران ما جشن های ماهیانه را به دنبال داشته است . بنابراین هرما ه درایران باستان جشنی با این مناسبت برگزارمی گشته . بنابراین اسفندارمذ روز از ماه اسفند اتفاق ماه و روز، و جشن ماهیانه است .اما جشن اسفندارمذگان نام دیگری هم داشته است و در این روز جشن به گونه ای خاص برگزار می شده .
اسفندارمذ، فرشته ی پاسبان زمین است و حامی زنان درست کار وپارسا و شوهر دوست . در دوران گذشته این ماه به ویژه این روز عید زنان بود ومردان به زنان بخشش می نمودند. روز عشاق ، روز دوستی ها، روز دوست داشتن ها و احترام به کانون خانواده بود، روز احترام به زن بوده است ، روزی نمادین بر ارزش جاوید زنان و تأثیر گذاری همیشگی آنان بر تاریخ. ما این روز را از گاه شماری خویش به تقویم میلادی وام دادیم ، و شگفتا که با تعجب و مرحبا دوباره پس گرفتیم ، و چه سود جویانی که از نمی دانم های ما به مقابل ما برآمدند.
این سی روز به دنبال خود جشن پنجه را می آوردند، یعنی پنج روز آخر سال که در هیچ ماهی جای ندارند و روزهای آماده شدن برای عید نوروز می باشند. و علت تفاوت روز دقیق گاه شماری های باستانی و گاه شماری امروز ما در این است، بنابراین سپندارمذگان یا روز 5 اسفند که در کتابهایی با نام جشن مردیگان ازآن یاد شده است. درگاه شماری امروز در روز 29 بهمن ماه جای می گیرد.
سال ها دل طلب جام جم ازما می کرد
وآنچه خود داشت ز بيگانه تمنا می کرد
شاد و پیروز باشید .
بهمن گان و سپندارمذگان را گرامی می داریم .

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 بهمن1386 ساعت 10:11 قبل از ظهر  توسط نسیبه طلوعی  | 


سلام به همه ی ادب دوستان

 

برنامه ی دومین نشست هسته های پژوهشی "خانه" اعلام شد:

 

 

 هسته ی پژوهشی فلسفه و عرفان: یک شنبه، ساعت 9 صبح

 

 هسته ی پژوهشی کـــــودک: یک شنبه، ساعت 10:30 صبح

 

 هسته ی پژوهشی هـــــــــــنــــــر: یک شنبه، ساعت 12:15

 

 هسته ی پژوهشی تــــــــــاریـــــخ: یک شنبه، ساعت 13:45

 

 هسته ی پژوهشی ادبیات معاصــر: یک شنبه، ساعت 15:30

 

 

منتظر حضور همه ی علاقه مندان در جمع صمیمی خود هستیم

+ نوشته شده در  شنبه 20 بهمن1386 ساعت 11:7 قبل از ظهر  توسط حامد خدمت کن  | 


مژده 16.gif                                                                       16.gif مژده 16.gif

 

1.gifمژده به  علاقه مندان به فرهنگ و ادب1.gif

 


16.gifجلسات شب شعر  "خانه ادب مــهــر"16.gif

 روزهای سه شنبه (از 16 بهمن ماه)

ساعت 15:30

 

 

"فرهنگسرای مـــهر"


 اصفهان، دروازه تهران، خ امام خمینی، رو به روی پارک قلمستان

+ نوشته شده در  شنبه 20 بهمن1386 ساعت 11:6 قبل از ظهر  توسط حامد خدمت کن  | 


به نام آفرینش گر هستی، یگانه گیتی بان و سپاس اوی را كه آدمی را خردمند آفرید، كه با اندیشه ها او را بكاود.

از همان آغاز آفرینش همه ی مردمان در پی پاسخگویی به یك سؤال مشترك بوده اند و این سؤال و مسأله چیزی نبود جز مسأله ی "شناخت خویشتن"؛ که انسان ها در طول تاریخ آمده اند و هر یك به نوعی به این پرسش پاسخ گفته اند. امّا پیچیدگی وجود انسان و پاسخ های گوناگون و شیوه های گوناگون برای كشف پاسخ این سؤال آدمی را همواره به كنكاش پاسخ های تازه واداشت. بررسی اندیشه ی انسان های گذشته، همیشه راه گشای پاسخ های تازه است و اندیشه در اندیشه های آنان، آدمی را بر فراز كوه ها می برد و دور نما و گستره ی بیشتری را به نمایش درمی آورد. مطالعه ی تاریخ، مطالعه ی یك منبع مهم و بزرگ انسان شناسی است. جداً كه آدمی در تاریخ، با اندیشه ها و پاسخ های انسان های دیروز آشنا می شود و چگونگی درك آنها را از حقیقت درمی یابد و با اندیشه ی ژرف در دستاوردهای انسان های دیروز راه خویش می یابد.

هر گاه به تاریخ سرزمین خاصّی می پردازیم، به ویژه اگر سرزمین مادری ما باشد، بر آن نیستیم كه به آن تفاخر كنیم؛ بلكه می خواهیم با آن ببالیم و رشد كنیم و خود را به عظمت انسان های دیروز نزدیك كنیم.

اندیشه های مردمان برای كشف حقیقت خویش و جهان هستی، همواره ترس ها و انگیزه ها و باورهایی را پدید آورد كه این باورها خود به وجود آورنده ی رفتارها و كم كم آیین ها و فراتر از آن آداب و رسوم شد.باری با ژرف اندیشی در آداب و رسوم یك سرزمین و رفتار انسان های آن مرز و بوم می توان به میزان درك آن ها از حقیقت جهان هستی پی برد.

نگاه به فرهنگ ایران زمین و نیك اندیشی بر بلندای اندیشه ی مردمان ایران، آدمی را دچار شگفتی می كند. روح شرقی، روح پرسش گر و كاونده، در پی كشف رموز جهان هستی در قالب او موج می زند. و این پرسش گری، گاه از او یك عارف دل باخته از خود بی خود شده شیدا می سازد، و گاه یك فیلسوف شگفت زده ی دچار حیرتِ سكوت برگزیده، و از مابقی هم انسان های دل داده به یك خدای مهربان را می پروراند، كه به شوقِ پاداش می زید و خدای را همه جا نفس می كشد. این روح شرقی، آدمی را دچار شگفتی می كند. همان گونه كه مشخّص شد، مردمان این سرزمین با توجّه به دیرینه ی چندین هزار ساله ای كه دارند بی شك در پی كشف پاسخ هایی بوده اند.

اگر سخن از جشن های این سرزمین به میان آمد، برای آن بود كه با اندیشه ی انسان های دیروزِ این سرزمین آشنا شویم و از دستاوردهای معنوی آنان بهره جوییم و سیراب شده، به ساختن فرهنگ دوباره ی این سرزمین بپردازیم و خود را از همه ی واماندگی های فرهنگی رهایی بخشیم و بخش های خفته ی فرهنگمان را بیدار كنیم.

+ نوشته شده در  جمعه 30 آذر1386 ساعت 12:22 بعد از ظهر  توسط امین شایسته دوست  | 


به نام خدای چهارضلعی آسمانی

بنای كعبه و بالا بردن قواعد آن، عبادت خالصانه ای بود كه به دست ابراهیم و اسماعیل (ع) مردان تسلیم و رضا انجام گرفت. اینان نه در مقابل پاداشی این كار بزرگ را انجام دادند و نه چشم انتظار سپاسی بودند.

بلكه پنهان و آشكار رضای آفریدگار هستی را طلب می كردند. آن كه با قلب سلیم به پیشگاه پروردگارش شتافت، كرامت دلش را هیچ نیتی جز خدا دست نخواهد سود و آن كه گفت: "ای پدر! فرمانی را كه به آن مأمور شده ای به انجام رسان، كه مرا از شكیبایان خواهی یافت."، پاكی درونش را لعاب رنگ و ریا نخواهد آلود.

این دو پیامبر بزرگ با تمام توحید و خلوص پروردگارشان را خواندند و گفتند: از ما بپذیر "و خداوند این دو پیامبر را به صفت بندگان مخلصی كه وسوسه را به سوی آنها راهی نیست یاد كرد." پس این دو در زمره پاك دینانی هستند كه خداوند نه تنها كردار، بلكه باور قلبی آنها را به نیكویی می پذیرد.

پس دیوارهای خانه ی كعبه با خلوص، بالا برده شد و با تقوا، مورد پذیرش خدای قرار گرفت؛ و چون هندسه ی كعبه به توحید، و آبادی آن بر تقوا استوار شده بود، از شرف اضافه به نام خدای بزرگ بهره مند گشت، و خانه ی خدایی شد كه دارایی های آسمان و زمین از آن اوست؛ و نام خدای پاك در هر آن از بامداد و شامگاهان در آن یاد می شود، و شاخه هایی از درخت طوبی به آن پیوند می خورد.

و اما از هر چه بتوانی گذشت، از دستور الهی نمی توان؛ و او بود كه فرمود: قربانی كن پسرت را و تو معمار كعبه ی گلستان نشینِ شعله های آتشِ عابدِ یكتا پرستِ قرن های شرك، نمی توانی به جز این بیندیشی.

قربانی را چه كنی؟ فرزند زیبا و برومندت را..! او كه چه زیبا شده است و چه لذّتی دارد غرق شدن در تماشای شكوهش.

امّا حقیقت آنست كه خدایت می خواهد به دست تو، قربانی فرزند را..!

و تو، اوّل مسلمان تاریخ، چه می توانی كردن؟ و این جوان برومند، قبل از آن كه فرزند تو باشد، بنده ی خداست؛ بنده ی خالص خدا؛ و اسماعیل را رضایتی جز خوشنودی خدا نیست.

زیر شمشیر غمش رقص كنان باید رفت .

كانكه شد كشته او نیك سرانجام افتاد

هر دو، به سوی قتلگاه عازمند. این دو عاشق دلسوخته ی مطمئن: "ای پدر! چشمانم را ببند، تا تأثیر نگاهم تو را از مأموریتی كه داری باز ندارد."؛ و تپش محكم قلب دوست خداوند، كه برای آخرین بار او را می نگرد.

و اسماعیل...و برق خنجر؛ و ابراهیم...و امتناع تیغ!

آن را كه حدیث عشق در دل گـــردد    .

 باید كه ز تیغ عشق بسمل گردد

در خاك تپان تپان رخ آغشته به خون  .

 بـــرخیزد و گـــــرد سر قاتل گردد

ولی اسماعیل...! تقدیر آن چنان رقم خورده، كه تو پیامبر و رفیق خدای پاك را یاری كنی. پس بمان. تو قربانی خدایی. ولی در كنارش بمان و یاری كن پدر را، و هر آن كه را باید با نفس مسیحایی خویش، شفا دهی.

+ نوشته شده در  جمعه 30 آذر1386 ساعت 12:21 بعد از ظهر  توسط فاطمه کیانی  | 


"مایلم که نسیم فرهنگی تمامی کشورها، آزادانه در اطراف خانه ام بوزد ولی اجازه نمی دهم که بر اثر وزش نسیمی از پای کنده شوم." 

(مهاتما گاندی)

جمله ایست ارزشمند، افشاگر رسالت فرهنگی همگی ما فرهنگ پژوهان جوان.

"خانه ادب مهر" قصد دارد در جهت احیای فرهنگی غنی، امّا در اسارت تهاجمات فرهنگی گام بردارد و فعالیت های خود را در تمامی قسمت های فرهنگی زبان شناسی، تاریخی، عرفانی، ادبیات معاصر و...، با زبانی متفاوت از ‌آنچه بر پیشانی کتابها غبار می افشاند و در ذهنیت نو اندیش جوانان، بیزاری، اشاعه و ترویج دهد.

"خانه ادب مهر"، در کنار پژوهش، جستجوگرِ نوعی کشف و شهود زبانی نیز هست، زبان جوان معاصر.

و از آنجایی که پژوهش، اگر با آموزش همراه شود، صورت کاملی به خویش می گیرد، برنامه‌هایی آموزشی هم چون: داستان نویسی، سبک شناسی، نمایشنامه نویسی، فیلم نامه نویسی و ... و البته آموزش فن های پژوهشی مدّ نظر قرار داده‌ایم تا حق کامل کاوش به جا آید.

در ضمن دعوت از استادانی گران قدر، به منظور بر پایی محافل گرم شعری، تلاش دیگریست در جهت بلوغ نبوغ فکری و حسی شاعران.

 و امّا در پایان خواهیم گفت، اگر چه حمایت های سازمانیِ قوایی جوان پشتیبان ماست، امّا راه گشا، چیزی جز توکّلی الهی و امیدی که به درگاه ربّانی دوخته شده است می باشد و تا نفس در سینه و خون در رگ های ماست، لحظه ای از هدف مقدّس خویش دست نخواهیم کشید.

+ نوشته شده در  جمعه 30 آذر1386 ساعت 12:20 بعد از ظهر  توسط طیبه صابری  | 


آخ يـکـی بـود يــکـی نـبــود            غـيری خـدا هـيشـکی نبود
مي خـوام بـراد قـصّه بوگـم            يــه قــصّــه بــا غــصـه بـوگم
يــه قــصّـه اِز اون قِــديـمـــا             اِزون قـــــديـــــمُ نـِــــديــــما
وقـتي شـبي يدا مي شـد            شـبـی خـبـی خدا می شد
بـرفا کـه چل متر مي باريـد            تـــا زيـری زانــو مــی بــاريــد
هــمــه ازون فــســقــلــيــا            تـــا نــنــجــون و خـانـبـاجـيـا
دوری اتاق جم می شديــم           رو زخـما مـرحـم می شديم
اتـاقـا طـاق و چـشـمه بــود           بـه رنـگ و طـرحـی تـرمه بود
وسطی اتاق يه کرسی بود          سـلام و احـوال پـرسـی بـود
هندونه بود سرخ و قشـنگ           پـر اِز آب و خــوش آب و رنـگ
انــاری دونـــه دونــــه بــــود           مـــرواريــــد تــو خــونــه بــود
قـيـسـی و بـرگـه ی هـولـو            آسّــه مــی رف توی گــولــو
سـنـجـدا هـم تـو کاسه بود           بـه جـا چـی چی گلاسه بود
پــسّـه و تـخـمـه، نـُخوچــی          فندوق و بادوم با چی چی؟
يـادم اومـد بـا تـوتـی خشک         يــه قاچـی هـنـدونـه خـنِـک
می خورديم و می خنديديم         سـری بـادوما مي جنگيديم
آقام کـه شـانومه می خوند          مـثّـی يـه قـصّه گو می موند
حـــکــايـتــای خــواسّـنـــی           خـيلی شيرين، خيلی غنی
چـه خُــب روزا بـود اون روزا           چـــه بــی ريــا بــود اون روزا
امّـــا حـــالا ايـــن جــوونــــا           بــا رنگی غـربـی سِت شدن
بـيـشـتـريـاشون نه نه جون          اسيـری چی چی نت شدن
مـی گـن ايـنـا قــديـمـيــِس          دوره ديـگـه عـوض شـده س
يـلـدا و چـلّـه چـی چـيــس          چت روم و ياهو مد شده س
سـرِد رو درد نـیــمـی يــارم          يُـخـده نـصـيـحـت می کـونـم
ايــنـــو بـــوگَـــم آ تـــا ابَــــد          خـودم را راحــت مـی کـونـم
گــذشــتـه هـا ريـشـه دارن          تو گوشت و پوسّ و خونمون
بــايـد عـزيــز بــدونــيــمِــش          مـثـی وجـود و خـــونــمــون

                                           (فروغ زمانی)

+ نوشته شده در  جمعه 30 آذر1386 ساعت 12:19 بعد از ظهر  توسط فروغ زمانی  | 


جشن های باستانی و چگونگی مانایی آن ها به دو عنصر از عناصر اربعه بر می گردد (آب و آتش). آب که در فرهنگ امروز نیز منشاء پاکی شمرده می شود و این تفکر دیرین ما است. امّا آتش؛ آتش نیز امروزه با وجود اینکه منشاء و عنصر پاکی به حساب نمی آید، ولی در میان مردمان توجّه خاصّی به آن می شود. نمونه ی قابل تمثیل، اسپند دود کردن است، که هم ریشه ی دینی دارد و هم بنیانی ملی.
امّا یلدا و مراسم یلدا در این تقسیم بندی، در دسته جشن های آتش قرار می گیرد. اکنون می پردازیم به اینکه چرا یلدا و چرا آتش.
معارض و ضدِّ تاریکی، روشنایی است و تاریکی نماینده ی اهریمن و از آثار وجودی اوست. روشنی از تجلّیات و آثار یزدانی می باشد. به همین مناسبت در شب ها است که آتش می افروختند تا تاریکی و عاملان اهریمنی نابود شده و بگریزند. همچنان که خورشید به مناسبت فروغ و گرمای کار سازش، تقدّس پیدا کرده بود، آتش نیز همان تقدیس و والایی را نزد مردم دارا شد. چون تاریکی فرا می رسید، در پرتو و روشنی آتش، تاریکی اهریمنی را از بین می بردند. در شب یلدا، جهت رفع این تاریکی است، که آتش می افروختند و همه ی شب را در پرتو چراغ و نور و آتش می گذراندند تا اهریمن فرصت دژخوی و تباهی نیابد.
مردم عهدهای دور و گذشته، که پایه ی زندگیشان بر کشاورزی و چوپانی قرار داشت و در طول سال، با سپری شدن فصول و تضادهای طبیعی خوبی داشتند، دریافتند که کوتاه ترین روزها، آخرین روز پاییز، و بلندترین شب‌ها، شب اول زمستان است. اما بلافاصله پس از این بلندترین شب سال، از آغاز دی، روزها به تدریج بلند تر و شب ها کوتاه تر می شود.
مراسم شب یلدا سابقه ای طولانی دارد و مربط می شود به "ایزدمهر". بنا به رأی "ارمستقر"، مهر به معنی دوستی و محبّت است، به معنی پیشرو و دوستی و داور بزرگ. هم چنین ایزد مهر، با صفات و عناوین و القاب فراوانی یاد شده، که این نیز درباره ی ایزدان بزرگ صاحب مقام اوستایی آمده است. از اغلب این صفات و القاب بر می آید که بیشتر، ایزد مهر به عنوان یک داور و مجری عدالت و موکّل بر پیمان عهدهای مردم، که با وقت و وسعت عملی که  نظارت در دایره عمل خود می نماید، شناخته می شود.
در زمان ابوریحان بیرونی، به دی ماه، "خور ماه"، (خورشید ماه) نیز می گفتند که نخستین روز آن "خرّم روز" نام داشت و ماهی بود که آیین های بسیاری در آن برگزار می شد. از آن جا که خرّم روز، نخستین روز دی ماه، بلندترین شب سال را پشت سر دارد، پیوند آن با خورشید، معنایی ژرف می یابد. از پس بلندترین شب سال که یلدا نامیده می شود، خورشید از نو زاده می شود و طبیعت دوباره آهنگ زندگی، ساز می کند و خرّمی، جهان را فرا می گیرد.
 از آنجایی که دانشمند بزرگ، حکیم عمر خیّام، گاه شمار ایرانی را در عهد ساسانی، جهانی دوباره بخشید، ما شب چلّه را جشن می گیریم تا یاد بزرگانی همچون خیّام و بزرگانی دورتر از خیّام را گرامی بداریم. امّا آنچه باعث تعجّب انسان متمدّن و پیشرفته ی امروز است، چگونگی دستیابی ایرانیان باستان به گاه شماری است که این چنین دقیق طلوع و غروب خورشید را بررسی کرده است.
استمرار و ادامه ی برگزاری این جشن و جشن های امثال آن، نشانه ی پیوند ناگسستنی ایرانیان امروز با فرهنگ نیاکان شان است.

+ نوشته شده در  جمعه 30 آذر1386 ساعت 12:18 بعد از ظهر  توسط نسیبه طلوعی  | 


در ادامه ی آنچه از اعتقادات ایرانیان باستان در مورد جشن یلدا گفته شد، به مراسم این پدران باستانی نیز اشاره‌ای می کنیم :
دیرینه نگاران و شرق شناسان، همه بر این عقیده‌اند که ایرانیان، هزاران سال است که شب یلدا، (آخرین شب پاییز و اول زمستان) درازترین و تاریک ترین شب سال را تا سپیده دم بیدار می مانند و در کنار هم خود را سرگرم می نمایند تا اندوه غیبت خورشید و تاریکی و سردی، روحیه‌ی آنها را تضعیف نکند و این که ایرانیان دوستدار جشن و شادی، در اوّلین صبح پس از این شب دراز و تاریک، جشنی دیگر به مناسبت زایش میترا، الهه‌ی نور و روشنای و پاکی می گیرند.
مردمان سرزمین ایران با بیدار ماندن تا سحر، زایش خورشید و سپیده دم را انتظار می کشند، تا خود شاهد پیروزی نور و روشنایی باشند و آن را ستایش کنند. لازمه‌ی این جشن شبانه، حضور کهنسالان و بزرگسالان خانواده به نماد کهنسالی خورشید در پایان پاییز است.
این شب زنده داری ها و تا سحر نشستن ها، هنوز هم گاهی در بعضی نقاط کشور جاری و ساری است. بنا به گفته‌ی "دکتر محمود روح الامینی"، مردم کرمان تا سحر انتظار می کشند تا از "قارون افسانه ای" استقبال کنند. قارون در لباس هیزم شکن کهنه پوش، برای خانواده های فقیر تکه های چوب می آورد. این چوب ها به طلا تبدیل می شوند و برای آن خانواده ها ثروت و برکت به همراه می آورند.
یکی از آیین های شب یلدا "تفأّل به دیوان حافظ" است، که در سده های اخیر به رسم های این شب افزوده شده است. مردمان ایران، دیوان اشعار لسان الغیب را با نیّت بهروزی و شادکامی می گشایند و فال دل خویش را با این عبارات طلب می کنند. « ای حافظ شیرازی/ تو کاشف هر رازی/ بر ما نظر اندازی/ قسم به قرآن که در سینه داری ...»
در برخی دیگر از نقاط ایران نیز شاهنامه خوانی رواج دارد. نقل خاطرات و قصّه گویی پدر بزرگ ها و مادر بزرگ‌ها نیز از مواردی است که یلدا را برای خانوده ی ایرانی دل پذیرتر می کند؛ امّا همه‌ی این ترفندهایی است تا خانواده ها گرد یکدیگر جمع شوند و بلندترین شب سال را با شادی و صفا سحر کنند.
آتشی در دل شب افروخته می شد و مردم به دور آتش جمع می شدند و شادمانه به رقص و پایکوبی می پرداختند. آنگاه سفره ای رنگارنگ می گستردند و "میَزد" (Myazd) نثار می کردند. برای میزد تعریف ها و شکلهای خاصی تعریف شده که در ذیل می آید:
1.نذری یا ولیمه ای غیر نوشیدنی مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا که افزودن بر آن دست افزارهای نیایش مانند آتشدان، عطردان ، بخوردان، برسم و ... بر سر سفره می نهادند.
2. میوه های خشک و نیز آجیل که به افتخار ویژگی مهر بر سر سفره می نهاده‌اند.
3. در این سفره گوشت و یا میوه‌ی خشک شده‌ی خام (لورک) می نهادند.
امّا تا این رسوم به امروز رسیده، تغییرات و تحوّلات بسیاری بر حسب منطقه و عوامل جغرافیایی یا اعتقادات اسلامی پیدا کرده و برای هر کدام علل و انگیزه‌های خاصی نام برده شده که برخی از آنها به شرح زیر است.
مردم شیراز در شب یلدا به جز شب زنده داری و دعوت از دوستان و بستگان سفره ای می گسترانند که بی شباهت به سفره‌ی هفت سین نیست و در آن آینه و قاب عکس حضرت علی (ع) را جای می دهند و آجیل و تنقلات مثل نخودچی، کشمش، حلوا شکری، رنگینک و خرما و میوه هایی چون انار، به و بخصوص هندوانه را بر سفره قرار می دهند یا مثلاً در گیلان "آوکولوس" را بر سر سفره می گذارند که میوه های نگهداشته شده در خمره است.
اینها جنبه ی نمادین دارند و نشانه‌ی برکت، فراوانی و شادکامی و همین طور سلامتی در سال آینده است. طبق آنچه گفته شد، شب یلدا فرصتی بوده برای ستایش و گرامی داشتن روشنایی، به همین خاطر سعی می شده که از میوه‌ها، تنقلات و همین طور نمادهایی که روشنایی روز را تداعی می کنند استفاده شود. مثل خوردن میوه های قرمز و استفاده از آینه.
آنچه از پدران ما بر جای مانده، همگی دارای ریشه های ژرف و در نتیجه ماندگارند. آیین هایی که نسل به نسل و سینه به سینه از پدران و مادران مان به ما رسیده و از ما نیز به فرزندانمان خواهد رسید و امید آن داریم که فرزندانمان این آیین ها را با دانستن چرایی آن انجام دهند.

+ نوشته شده در  جمعه 30 آذر1386 ساعت 12:17 بعد از ظهر  توسط آرزو شاه محمّدیان  | 


نظر به روی تو هربامداد نوروزيست
                         شب فراق تو هر گه که هست يلداييست
                                                         "سعدی"
يلدا يک واژه ی سريانی است. به معنای تولد. رومی ها خود واژه ی ناتاليس را به معنی تولد داشتند. مسیحیان سریانی واژه ی یلدا را با خود به ایران آوردند ور از آن زمان در فرهنگ سریانی به انگلیسی، تألیف پاین اسمیت (Pyne-Smith) یلدا با نوئل Noel تطبیق شده است.

تولد عیسی مسیح و تولد مهر
هنگامی که آیین مهر از ایران در جهان متمدن کهن منتشر شد، در رم و بسیاری از کشورهای اروپایی ، به همین جهت روز بیست ویکم دسامبر را که برابر با اول دی ماه بود، هنگامی که آیین مهر همگانی شده بود، به عنوان روز تولد مهر یا میترای شکست ناپذیر جشن می گرفتند اما در سده ی چهارم میلادی بر اثر اشتباهاتی که در کبیسه روی داد، تولد مهر نجات بخش، یا مسیحای منجی – در بیست وپنج دسامبر واقع شد و از آن پس تثبیت شد . تا آن زمان تولد عیسی مسیح در ششم ژانويه جشن گرفته می شد. اما دین اغلب رومیان و مردمان کشورهای متمدن اروپا آیین مهر ومیترا بود. اما هنگامی که کم کم مسیحیت در رم با فشار و ارعاب جاباز کرد، متولیان کلیسا چون نتوانستند ب ابرانداختن جشن تولد میترا در بیست وپنجم دسامبر غلبه کنند، همان روز را زایش عیسای مسیح اعلام کردند که تا این زمان باقی مانده.
فقط تولد میترا و هنگام و موقعِ زمانی آن نبود که در مسیحیت داخل شد، بلکه در واقع امروزه همه ی مسیحیان جهان، که شب تولد مسیح را جشن می گیرند و تا با مداد بلندترین شب سال را بیدار مانده و با خوردن و نوشیدن به شادی می گذرانند ، همان تولد میترا، مسیحای نجات بخش یا سوشیانث را جشن می گیرند و اغلب مراسم و مناسک و آداب شان مقتبس از آیین مهر است.از این روست که تا امروز بابا نوئل با لباس و کلاه موبدان ظاهر می شود و درخت سرو و ستاره بالای آن هم یادگاری از کیش مهراست.
منبع: جشن های آتش – هاشم رضی

یلدا در روسیه
یلدا که جشنی ایرانی است در کشور روسیه همسایه شمالی نیز رواج دارد. دکترداریوش کیانی هفت لنگ مدیر سازمان اسناد ملی ایران درباره برگزاری یلدا در روسیه چنین روایت می کند:" این جشن درروسیه نیز از دیرباز، از روزگاری که هنوز مسیحیت به آن جا راه نیافته بود، به مدت 12 روز پر سرور پرآیین با آداب ویژه ای برگزارمی شده است و گویا هنوز هم در میان دهقانان و روستاییان معمول است. در روسیه جشن یلدا ، عید سالانه دهقانان و روستاییان بذر پاشی به صورت تمثیلی و بازسازی مراسم کشت، پاشیدن گندم به محوطه حیاط ، ترانه خوانی هست . یکی دیگر از آیین های شب های جشن ، فال گیری بود و پیش گویی روی دادهای احتمالی سال آینده. همین در روستاهای ایران نیز هم چنین در میان زرتشتیان کم وبیش به چشم می خورند که نشان از همانندی جشن یلدا در ایران و روسیه دارند.

 

+ نوشته شده در  جمعه 30 آذر1386 ساعت 12:15 بعد از ظهر  توسط نسیبه طلوعی  |